محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
109
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
اندازهاى متأثر شدم كه نتوانستم در بقيع توقف كنم و با اينكه بسيار غمگين بودم و دوست داشتم با گريههاى فراوان بار اندوهم را كم كنم ولى نتوانستم بايستم و خيلى زود بقيع را ترك كردم . براى من بين جنايات وهابيها و ستمهايى كه امويها و عباسيها نسبت به اهل بيت انجام دادهاند هيچ تفاوتى وجود ندارد همه آنها در واقع مىخواستند از حق و عدالت انتقام بگيرند و بدينوسيله دلشان را تسلى بخشند آنها همگى به عنوان اعلان جنگ برضد عقايد و مبادى انسانى راه خشونت ، ديكتاتورى و ايجاد اختناق را در پيش گرفتند و به زعم باطلشان بر عمر حق ، مساوات ، عدالت و تعاون و همبستگى پايان دادند . تصور نكنيد كه اين سخنان را از روى تعصب و شيعهگرى مىگويم تا من هم بدين وسيله خواسته باشم انتقام عقيدتى و ظلمى را كه در حق پيشوايانم روا شده بگيرم شايد برخى چنين باشند ليكن خدا گواه است من با اين انگيزهها قلمفرسايى نمىكنم بلكه اين يك حقيقت روشن است كه وهابىهاى امروز مانند بنى اميه و بنى عباس ديروز در ناز و نعمت بهسر مىبرند ولى در اطراف قصرهاى آنان عدهاى از گرسنگى و فقر و فلاكت جان مىسپارند علت اين برترى و مجوز اين اختلاف طبقاتى چيست ؟ آيا شأن و عظمت و شرافتى كه نادانان و بىخردان ادعا مىكنند ، مجوز اين تفاوتها و اختلافهاست ؟ ! اگر شرف ، بزرگى شأنشان ، علت اين برترى است پس چرا خاندان رسالت كه پس از جدشان شريفترين و ارجمندترين افراد بشر هستند سطح زندگيشان را با فقيرترين و تهيدستترين مردم تطبيق مىكردند و روزى را با شكم سير و ايامى را هم گرسنه به سر